بازاریابی چریکی چیست؟
این سبک بازاریابی بر استراتژیهای بازاریابی نامتداول، انرژی و تخیل زیاد تکیه دارد. بازاریابی چریکی درباره بدست آوردن مشتری با غافلگیری، اثرگذاری ثابت و تولید محتوای زیاد در شبکههای اجتماعی است. گفته میشود بازاریابی چریکی در مقایسه با روشهای سنتی بازاریابی، تاثیر بسیار بیشتری روی مصرف کننده میگذارد. این امر بدین سبب محقق میشود که بیشتر کمپینهای بازاریابی چریکی، میخواهند یک تاثیر آنی و شدیدی در سطحی شخصیتر و ماناتر ایجاد کنند.
بازاریابی چریکی برای کسب و کارهای کوچکی که میخواهند به مخاطبین زیادی دست یابند ایدهآل است. با این وجود شرکتهای بزرگ نیز در شکل کمپینهای محلی برای تکمیل کار کمپینهای وسیع از این روش استفاده میکنند. جدای از کسب و کارهای کوچک و بزرگ، افراد هم این سبک بازاریابی را بعنوان روشی برای یافتن شغل یا کار بیشتر بکار میگیرند. آنچه درباره بازاریابی چریکی، علاقه بازاریابها را واقعاً به خود جلب میکند ماهیت کمهزینه این روش است. درواقع سرمایهگذاری حقیقی در این روش، یک سرمایهگذاری خلاق و عقلانی است. بنابراین اگر ایدهای برای استفاده از این روش دارید با هزینه کمی میتوانید آن را اجرا کرده و نتایج شگفتانگیزی کسب کنید.
مثال جالب بازاریابی چریکی
فردی صاحب یک مغازه کتاب فروشی کوچک بود که در میان دو کتاب فروشی بزرگ و معتبر قرار داشت، روزی هنگام مراجعه به محل کار خود متوجه تابلو مغازه سمت راستی با عنوان “فروش عظیم جشن سالگرد، 50 درصد تخفیف” شد. این تابلو حتی از سردر مغازه نیز بزرگتر بود و بسیار جلب توجه میکرد. روز بعد مغازه سمت چپی نیز تابلویی با عنوان “حراج بزرگ، 60 درصد تخفیف” نصب نمود و مغازه این شخص در میان ایندو بیش از پیش محقر بنظر میرسید. صاحب این کتاب فروشی کوچک چه کاری میتوانست انجام دهد؟
از آنجایی که او یک بازاریاب چریکی بود، تابلویی متفاوت برای خود طراحی نمود و در سردر مغازه نصب نمود،رو این تابلو نوشته شده بود “در ورودی اصلی”!
انواع بازاریابی چریکی
برخی بازاریابی چریکی را نوع نامتعارف بازاریابی درونگرا می دانند. چرا که سبب می شود آگاهی از برند در مخاطبان بالا برود، بدون آنکه باعث اذیت آنها شود. آنچه بازاریابان در مورد گوریلا مارکتینگ دوست دارند، ویژگی کم هزینه بودن آن است. تنها چیزی که در این استراتژی تبلیغاتی روی آن سرمایه گذاری می شود، خلاقیت، هوش و به کارگیری آن است، و ضرورتی ندارد که گران و پرهزینه باشند. با آنکه بازاریابی پارتیزانی ممکن است به نظر بکر بیاید، اما طبقه بندی هایی زیرمجموعه ی آن می شوند. انواع آن به قرار زیر است :
-
گوریلا مارکتینگ خارجی (Outdoor)
اضافه کردن چیزهایی به آنچه از قبل در محیط شهری وجود داشته است، مانند کارهای هنری روی پیاده رو و خیابان و غیره
-
-
گوریلا مارکتینگ درونی (Indoor)
درست مانند بازاریابی چریکی خارجی، فقط آنکه محل آن در مکان های داخلی مانند مترو، فروشگاه، دانشگاه و ساختمان های دیگر است.
-
گوریلا مارکتینگ در مقر رویداد (Event Ambush)
در این شیوه، مخاطبان رویدادهای در حال برگزاری – مانند کنسرت یا مسابقه ی فوتبال – را اهرمی برای ترفیع محصول یا خدمات به شیوه ای جذاب، قرار می دهند. در این روش اجرای کمپین معمولا بدون اجازه ی اسپانسر صورت می گیرد. مانند تصویر زیر که مربوط به تبلیغات گوشی گلکسی سامسونگ می شود.
-
گوریلا مارکتینگ تجربی (Experiential)
تمام موارد ذکر شده را پوشش می دهد، اما به طریقی اجرا می شود که لازم است مخاطبان با برند تعامل برقرار کنند و عکس العمل نشان دهند. در واقع مخاطبان در کمپین شرکت کرده و به نوعی مجری آن می شوند و آن را به سرانجام می رسانند. اگر دقت کرده باشید در مورد بازاریابی چریکی در حوزه ی B2B صحبتی نکردیم. این به آن معنا نیست که در این حوزه از بازاریابی پارتیزانی استفاده نمی شود، یا استفاده از آن غیر ممکن است. فقط به کمی خلاقیت نیاز دارد، و قطعا با کمک تاکتیک های این استراتژی، قادر خواهید بود برندسازی B2B خود را ارتقا دهید.
بازاریابی پارتیزانی به درد چه کسب و کار هایی می خورد؟
همانطور که دیدیم، هدف اصلی بازاریابی پارتیزانی آن کسب و کارهای کوچکی بودند که به دنبال روشهای ساده و کم خرج برای جذب مخاطب هستند. اما این نوع از بازاریابی لزوماً منحصر به تجارتهای کوچک نیست و تا به حال، بسیاری از برندهای تجاری بزرگ نیز با موفقیّت از آن استفاده کردهاند. در ادامه به بررسی روشهای بکارگیری این نوع بازاریابی هم برای کسب و کارهای کوچک، و هم بزرگ خواهیم پرداخت.
بازاریابی چریکی در کسبوکارهای بزرگ
بهطورکلی بازاریابی چریکی برای کسبوکارهای کوچک و کمتر شناختهشده، بیشتر توصیه میشود تا کسبوکارهای بزرگ، چراکه ممکن است تصویر شکلگرفته از برند را مخدوش کند و در نهایت به ازدستدادن بسیاری از مشتریان فعلی منجر شود. بارها دیده شده شیرینکاریهای چریکی در نهایت به شکستی پرسروصدا منجر شده که روابط مشتریان بالقوه و حتی بالفعل را با شرکت خدشهدار کرده است. درصورتیکه برندهای بزرگ قصد استفاده از این روش را دارند، بهتر است روی صرفهجویی تمرکز نکنند و زمان زیادی را صرف تحقیقات کنند؛ حتی با اینکه ممکن است بعد از انجام تحقیقات به این نتیجه برسند که اجرای این روش برایشان امکانپذیر نیست و باید از آن چشمپوشی کنند.
بازاریابی چریکی در کسبوکارهای کوچک
بازاریابی چریکی بهطورکلی یک روش اثربخش برای موفقیت کسب و کارهای کوچک به شمار میرود، چراکه هنوز تصویری از آنها در ذهن مخاطب شکل نگرفته که احتمال ازدستدادن آن را در نظر بگیرند. برای کسبوکارهای کوچک و نوظهور هر تعداد مخاطبی که با صرف هزینهای اندک جذب کنند، صرفنظر از بخشی از مخاطبان که برداشت خوبی از برنامهی چریکی نداشتهاند، باز هم یک پیروزی محسوب میشود.
بازاریابی چریکی در ایران
درست است که در بهکارگیری این روش در ایران باید محتاط بود، اما برخی از برندهای ایرانی که سعی در بهرهگیری از این روش تبلیغاتی داشتهاند، به دلیل احتیاط بیشازاندازه، در نهایت تبلیغاتی بیمعنی و بدون پیام که جایگاه برندشان را زیر سؤال برده است، به مخاطبان ارائه کرده است.
مراحل اجرای بازاریابی چریکی
سازمانی که پیگیری استراتژی بازاریابی چریکی را انتخاب می کند، به این مسأله آگاه است که بازاریابی یک فرآیند و نه یک رویداد است. لوینسون، یک حمله بازاریابی گام به گام را مطرح می سازد که به چریک (پارتیزان) کمک می کند تا در جنگ های واقعی، برای تولید سود برنده شود.
مرحله اول : در جستجوی بازار باشید. این امر در گرو جستجوی بازار، محصول، خدمت، گزینههای رسانهای، رقابت، مشتریان، تکنولوژی، مزیتهایی که می تواند حاصل سازد و ترکیب شدن با شرکای بالقوه بازاریابی است.
مرحله دوم : فهرستی از سودها و مزیت ها را بنویسید. فهرستی از مزیت هایی را که شرکت ارائه می کند، ایجاد کنید. این کار شامل دعوت کردن مشتریان به بحث و مشارکت در تکمیل فهرست با ذکر مزیت هایی است که شرکت قبال آن ها را مزیت تلقی نکرده بود. با این فهرست، شرکت مزیت رقابتی خود را تعریف میکند. این ویژگی منجر به اتخاذ تصمیمات در مورد سیاست اصلی برنامه بازاریابی
می شود.
مرحله سوم : حربه های بازاریابی را که شرکت در حملات خود به کار خواهد گرفت، انتخاب کنید. در مورد ترتیب و اولویت بکارگیری و اجرای این حربه ها تصمیم گیری کنید. چه کسی مجری خواهد بود و حربه ها را پیگیری خواهد کرد و تاریخ دقیق اجرای هر حربه چه
زمانی خواهد بود.
مرحله چهارم : برنامه های بازاریابی طراحی کنید. بر اهداف خاص بازاریابی شرکت جهت دستیابی تمرکز کنید. مشتمل بر استراتژی های خالقی که به طور اجمالی برای ارسال پیام به بازارهای هدف به کار گرفته می شوند.
مرحله پنجم : گام ۵: یک تقویم بازاریابی چریکی ایجاد کنید. تصمیم گیری و اجتناب از حوادث از این طریق آسان تر خواهد شد.
مرحله ششم : اصلاحات و تنظیماتی را با شرکای بازاریابی به شکل ترکیبی اعمال کنید. این کسب و کارها یا شرکا میتوانند به تجارت از طریق افزایش عرضه بازار، ضمن به اشتراک گذاشتن هزینههای بازاریابی کمک کنند.
مرحله هفتم : حمله بازاریابی چریکی را با اجرای حربه ها آغاز کنید. هیچ دلیلی برای اجرای یکباره همه حربه ها وجود ندارد. حمله را با سرعتی مناسب، هم از لحاظ هیجانی و هم از لحاظ مالی اجرا کنید.
مرحله هشتم : حمله را حفظ و پشتیبانی کنید. حمله یا عمل آنی و کوتاه، نتایج آنی ارائه میدهد. شرکتی ممکن است برنامه بازاریابی را با رویکردی بلندمدت مورد سوال قرار دهد؛ دیگری ممکن است که آن را رها نکند؛ شرکتی ممکن است به حفظ و پشتیبانی از موقعیت حمله بچسبد، تا آنجا که با کسب اطمینان کاملی که مورد نیاز چریک ها جهت پیروزی است، به نتیجه برسد.
مرحله نهم : حمله را ارزیابی و سنجش کنید. سنجش اثربخشی بازاریابی، امری حیاتی است و اگر سازمان آمار و ارقام را به اطلاعات بدل کند، میتواند اثربخشی بودجه بازاریابی را چندبرابر کند. تنها با دریافتن نوع حربه های کاربردی این و اینکه کدامیک نمی توانند ویژگی های مطلوب را حداکثر و ویژگیهای نامطلوب را حداقل سازند، میتوان سنجشی مناسب را انجام داد. ایده مناسب در این زمینه، آگاهی داشتن از کلیه حربهها و بکارگیری آنهایی است که متناسب با کسب و کار هستند و سپس بکارگیری صرفاً حربه هایی است که خود را در عمل به اثبات رسانده اند.
مرحله دهم : حمله را در کلیه ها حوزه ها و زمینه ها بهبود ببخشید. پیام، انتخاب رسانه، حربهها و بودجه را بهبود بخشید. هرگز تغییر و تحول ایجاد نکنید، در عوض، بهبودهایی را صورت دهید.
تبلیغات چریکی و تاثیر آن در بازاریابی دیجیتال
اصول تبلیغات چریکی را میتوان در بازاریابی اینترنتی نیز پیادهسازی کرد. ما میتوانیم با یک هزینه کم، راهکارهایی پیدا کنیم که مخاطبان خود را غافلگیر کنیم و نام خود را در ذهن آنها حک کنیم. البته، برای این منظور بهتر است که شناخت درستی از فضای اینترنت پیدا کنیم و دقیقاً با ویژگیها، مزایا و معایب بازاریابی آنلاین آشنا باشیم. که این خود یک بحث کاملاً مفصل است و به پست جداگانه خود نیاز دارید. سعی میکنیم در آینده به سراغ این مبحث نیز برویم.
مزایای استفاده از استراتژی بازاریابی چریکی
بازاریابی چریکی نسبت به انواع دیگر بازاریابی هزینه پایین تری دارد و در مقابل با توجه به پتانسیل دیده شدن، به راحتی می تواند توجه را جلب می کند. با این که این کمپین ها در شروع کار هزینه بالاتری دارند اما با توجه به این که فقط یک بار این هزینه صورت می پذیرد،نسبت به دیگر مدل های بازاریابی به صرفه تر هستند. پس از این که رویداد مورد نظر آماده شود، بازاریابها منتظر میمانند تا مخاطبینشان با دیگران درباره این رویداد صحبت کنند تا بدین طریق آگاهی از برند و فروش را افزایش دهند.
وقتی از کمپینهای گوریلا مارکتینگ استفاده میکنید، شما تلاش میکنید برند و شرکتتان را به تعداد زیادی از افراد معرفی کنید. این افراد شامل مشتریان، شرکای تجاری احتمالی و حتی رقبای می شوند. بازاریابی چریکی به شما فرصت میدهد تا مردم را با چیزی کاملاً خاص مواجه کنید که نسبت به دیگر تبلیغات روتین و آزار دهنده که آنها هر روز میبینند و از آن خسته میشوند کاملاً متفاوت است. همه فروشها به سرعت روی نمیدهند، اما باید توجه داشت که این استراتژی طولانی مدت است. زمانی که شما تجربهای خاطره انگیز برای مخاطبین ایجاد می کنید، شانس شما برای بازگشت آنها افزایش پیدا می کند.
برخی از مشتریان که وارد فروشگاه میشوند در لبهی باریکی قرار دارند. آنها علاقهای به تعامل چهره به چهره با فروشنده و مشتری ندارند و همواره از این میترسند که به زور وادار به خرید چیزی شوند. با بازاریابی چریکی شما برچسب تبلیغاتی محصولتان را بر روی صورت مشتری نمیچسبانید و وی را مجبور به خرید نمیکنید. شما به آنها تجربهای را در مقابل توجهشان پیشنهاد می دهید. شرط میبندم افرادی که از سُرسُرهی فولکس واگن استفاده کردند ایدهای نداشتند که این اتفاق بخشی از یک کمپین بازاریابی شرکت خودروسازی است، همچنین میتوانم تضمین دهم که این تجربه از ذهن آنها پاک نخواهد شد.
- استفاده از پتانسیل تیمتان
بازاریابی صنعت خلاقی است که افراد حرفهای با سابقههای مختلف در آن حضور دارند. گوریلا مارکتینگ به بازاریابهای شما این فرصت را میدهد تا در جلسات طوفان فکری ایدههایی را مطرح کنند که در آن محدودیتی وجود ندارد. کارمندان شما فرصت این را دارند که بزرگ و فراتر از شبکه های اجتماعی یا کمپینهای تبلیغاتی تلویزیونی فکر کنند. این اتفاق در نهایت خلاقیت تیم شما را افزایش می دهد.